Friday, January 3, 2014

اولین بانک اطلاعات مکانی تالاب‌ها و دریاچه‌های ایران

خوشحالم به اطلاع برسانم که برای اولین بار بانک اطلاعات مکانی تالاب‌ها و دریاچه‌های ایران به شکل ساده و قابل استفاده برای همگان تهیه شده و در اختیار قرار گرفته است. 
سالها بود که دوست داشتم به نحوی محل دریاچه‌های ایران را پیدا کنم و آنها را روی نقشه‌ایی بیاورم. چندی پیش دنبال این اطلاعات می‌گشتم و متوجه شدم که چنین چیزی وجود ندارد اما اطلاعات به شکل نوشتاری توسط وبسایت «کویرها و بیابان‌های ایران» تهیه شده و موجود است. 
خوشبختانه چندی پیش یکی از دانشجویانم علاقمند شد که قسمت عمده این اطلاعات را از این وبسایت بگیرد. تمام اطلاعات بعدا کنترل شد تا مکان آنها اشتباه نباشد. برخی از این اطلاعات صحیح نبودند و تا جایی که امکان داشت اصلاح شدند. گاهی پیدا کردن تالابی که ۱۰۰ متر طول و ۲۰ متر عرض دارد بیش از یک ساعت وقت می‌گرفت و البته پس از تمام این تلاش‌ها، هنوز چند تالابی هستند که محل آنها اشتباه است ولی تا جایی که امکان داشت در حوالی آنها نشانه‌گذاری شده است. 
به گمانم این نقشه می‌تواند هم در مدیریت منابع آب، در محیط زیست و برای دوست‌داران طبیعت مفید باشد. شاید هم پیش از شروع یک مسافرت به نقطه‌ایی از ایران، با نگاهی بر روی این نقشه امکان دیدار از این طبیعت بی‌نظیر را داشته باشید. 
اطلاعات موجود در این بانک اطلاعتی نه کاملند و نه خالی از اشتباه. بهترین کاری که در ازای استفاده از این داده‌ها می‌توانید انجام دهید این است که اگر اطلاعات صحیحی دارید و یا تالاب و دریاچه‌ایی از قلم افتاده است، آنها را برای من نیز ارسال کنید تا در اسرع وقت آنها را اصلاح و یا تکمیل کنم.
نکته دیگر این که متاسفانه به دلیل استفاده از نقشه‌های گوگل، احتمالا امکان نمایش داده‌ها بدون استفاده از فیلترشکن‌ها میسر نمی‌باشد که البته این هم در نوع خود بی‌نظیر است!
امیدوارم که مورد پسند قرار گیرد.


Sunday, December 16, 2012

توسعه و آموزش محیط زیست

چند سال پیش به همراهی چند همکارم برای دیدن یکی از شاهکارهای طبیعت ایران و یکی از بزرگ‌ترین چشمه های دنیا، واقع در کوهرنگ، عازم محل شدیم. تصور من بر این بود که بخشی از مسیر باید صعب العبور باشد و با دشواری همراه باشد، اما در کمال تعجب از محل مجتمع های تفریحی کوهرنگ تا محل چشمه یک جاده آسفالت شده وجود داشت و با کم‌ترین دشواری به این چشمه ها رسیدیم. همان‌جا فکر کردم که اگر دسترسی به منبع آب زلالی که شاهرگ حیاتی مرکز ایران است، این چنین راحت باشد چه تضمینی وجود دارد که چند وقت بعد از دهانه چشمه، پلاستیک های نوشابه و آب معدنی بیرون نزند؟ موضوع را با مسئولان محلی مطرح کردم و البته هیچ جواب منطقی نگرفتم. این موضوع البته در مناطق دیگر ایران، در شهرها و در خارج از آنها در جریان است. به عنوان مثال شهرداری ها، برای تعریض خیابان ها و یا احداث بزرگراه ها گاهی مجبور به قطع درختان می شوند که البته شاید و شاید برخی از آنها توجیه داشته باشد، اما از سرنوشت درختان معوض خبری نیست. هفته پیش نیز در مورد مشکل راه میانگذر دریاچه ارومیه نوشتم و توضیح مختصری دادم که این میانگذر، شرایط بد دریاچه را وخیم تر کرده است. جاده های دیگری نیز در حال احداث هستند که گاهی تصور می‌رود با تعمد در یک مسیر خاص، احداث شده اند و می شوند. آخرین طرح از این دست، آسفالت کردن جاده گز و کمر واقع در زیستگاه یوزپلنگ آسیایی در استان یزد است. اشتباه نکنید! من قصد ندارم تا در مورد یوزپلنگ و اینکه تعداد گربه سانان در ایران به شدت رو به کاهش و نابودی رفته است بحثی کنم که متخصصین این موضوع در دو شماره قبل مجله معتبر نشنال جئوگرافیک چنین کرده اند. حتی نمی خواهم در مورد اینکه چرا این محدوده به عنوان یکی از سایت های نمونه در دنیا از طرف موسسات معتبر بین المللی برای رفتارشناسی یوزپلنگ انتخاب شده است بپردازم که تخصصی در این زمینه ندارم.
من روی نوشته ام به کسانی است که به عنوان یک دانش آموخته رشته مهندسی عمران از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند و هم به اساتیدی است که در دانشگاه تدریس می کنند. اساتیدی که سابقه کاری بیشتری دارند و به ویژه بخشی یا تمامی تحصیلات خود را در کشورهایی گذرانده اند که موضوع محیط زیست بخش لاینفک توسعه است، نباید به دانشجویان خود (که متخصصان آتی هستند)، این توضیح را دهند که قرار نیست بهای توسعه را میراث فرهنگی و ذخایر طبیعی کشور بدهند؟ آیا این همکاران در کشورهای محل تحصیل خود، چنین رویه ای را تجربه کرده بودند؟ و دانشجویانی که در حال حاضر به عنوان متخصص و کارشناس در حال طرح و اجرای چنین پروژه هایی هستند، هیچگاه به ذهنشان نرسیده است که چرا باید چنین کاری کنند؟ جدای اینکه لازم باشد یا نباشد که در دادگاهی و محکمه‌ای پاسخگو باشند، آیا این کار قانونی هست و یا خیر؟ اینجاست که من مطمئن می شوم که متاسفانه آموزش در اغلب دانشکده های مهندسی عمران در ایران، جهان سومی است. این دانشکده ها، نیازمند بازنگری اساسی در بحث توسعه هستند و همکاران گرامی من نیز باید با این مقوله متخصصان آینده را برای کشوری که روز به روز در باتلاق مشکلات محیط زیستی بیشتر فرو می رود، آماده سازند.

Sunday, December 9, 2012

اغمای دریاچه ارومیه

تصاویر جدید ماهواره ای از دریاچه ارومیه، نشان از «آب رفتن» بیشتر دریاچه دارد. به طوری که ظاهرا دریاچه از محل میان گذر تقسیم شده و شرایط شمال و جنوب آن به شکل کاملا معناداری متفاوت از یکدیگر است. بخش شمالی کمی پرآب تر و جنوب آن رو به خشکی است. تفسیر این تصویر خیلی کار سختی نیست. اول از همه، تمامی وزرای راه و ترابری سابق و در حال حاضر وزیری که روزانه به مسئولیت هایش اضافه می شود، باید متوجه این موضوع باشند که با وجود تصوراتی که داشته اند و همان طور که انتظار آن می رفت و بارها هم گوشزد شد، بازشدگی زیر پل هیچ کمکی در چرخش جریان آب در دریاچه نداشته است. به یاد دارم که معاون فعلی امور آب وزارت نیرو در پست سابق خود، در مصاحبه‌ای اعلام کرد که شرایط دریاچه ارومیه و آرال به لحاظ هیدرودینامیکی یکی نیست. البته گمان کنم که طبیعت عکس این نظر را ثابت کرد و نشان داد که هیدرودینامیک خیلی با نظرات مدیریتی همخوانی ندارد. بنابراین باور کنیم که این میان گذر، تاثیرات قابل توجه محیط زیستی داشته، دارد و خواهد داشت. از طرف دیگر، نکته جالب تر این است که به شکل طبیعی و حداقل پیش از این شرایط اسفناک دریاچه، آورد سالانه رودخانه های بخش جنوبی دریاچه از بخش شمالی بیشتر بود. کاهش آب در بخش جنوبی، می تواند این علت را داشته باشد که میزان آب مصرفی به ویژه در بخش کشاورزی در جنوب دریاچه به مراتب افزایش یافته است. البته باید به خاطر داشت که میزان نمک ورودی به دریاچه از سمت شمال بیشتر از جنوب است، بنابراین، ما هنوز شرایط بدتری را تجربه نکرده ایم و در صورتی که شمال دریاچه خشک شود، باید توقع شرایط بسیار وخیم تر را داشته باشیم. همین چندی قبل هم، رئیس سازمان محیط زیست از توافق با ارمنستان در خصوص انتقال آب ارس خبرهای خوش آورده بود، اما فقط چند روز بعد، مقامات ارمنستان هرگونه توافقی را منکر شدند. در مورد انتقال آب از رودخانه زاب نیز، شرایط مشابهی را با عراق خواهیم داشت. به قول برخی از فعالان محیط زیست نیز بازکردن تمام دریچه ها و یا رها کردن آب سدها و تخریب آنها کوچک ترین تاثیری در کل ماجرا نخواهد داشت. ده ها سال است که ما دریاچه را تخریب کرده ایم و نه یک شبه و یک ساله و نه با معجزه، شرایط آن بهبود نخواهد یافت. تمام این کلاف سردرگم را باید در کنار شرایط غیر طبیعی (که البته در کشور ما به صورت طبیعی انگاشته می شود) ماه های آخر دولت کنونی گذاشت و فقط به یک نتیجه رسید. همان نتیجه ای که من ماه ها پیش متذکر شدم و بسیاری از متخصصین نیز همین نظر را دارند. با دریاچه ارومیه خداحافظی کنید و یا برنامه ای برای 40 سال آینده آن باید ریخت. خداحافظی با دریاچه، البته، مستلزم بار بسیار سنگین اقتصادی، اجتماعی و متاسفانه سیاسی است که با هزاران میلیارد ریال جبران نخواهد شد.

Friday, November 30, 2012

ارزش آب در نگاهی به تاریخ اديان

به لحاظ تاریخی و مستندات موجود، اولین تنش آبی در دنیا مربوط به توفان نوح (ع) و کشتی معروف اوست که حدود 3000 سال قبل از میلاد مسیح به وقوع پیوسته است که قطعا موضوع این تنش آبی و توفان را همه خوانندگان می دانند. اگرچه مستندات علمی در مورد توفان 6 روزه، کشتی نوح و ابعاد و اندازه های کشتی و محدوده توفان و سایر جزئیات دیگر مورد بحث است، اما در وقوع این تنش آبی جای شکی نیست.مورد آشنای دیگر، داستان حضرت موسی پیامبر (ع) در حدود 1200 سال پیش از میلاد مسیح است. وقتی ایشان به همراه یهودیان پیرو او به دریای سرخ رسید و لشکر فرعون به دنبال آنها بود، عصای ایشان دریای سرخ را کنار زد و قوم یهود به سلامت از این دریا عبور کردند، اما در پی آنها لشکر فرعون روانه شدند که مجددا با بازگشت آب، دریا همگی را در کام خود فرو برد. قطعا مورد دیگر از این دست، غزوه بدر در سال 624 میلادی است. لشکر مسلمانان با رهبری پیامبر اسلام (ص) و با پیشنهاد یکی از صحابه خود در نزدیکی دو چاه در حوالی روستای بدر کمین کردند و آب انباری برای خود ساختند و دسترسی به آب را برای دشمنان دشوار کردند. نتیجه این غزوه، پیروزی بزرگی برای لشکر اسلام بود. در جنگ خندق که کندن گودال ها از ابتکارات سلمان فارسی و فناوری گرفته شده از ایرانیان بود، اگرچه در متون تاریخی و مستند تصریحی در مورد وجود آب در خندق ها نشده است، اما شاید بتوان آن را هم به نوعی جنگ با آب دانست.
بالاخره، قطع به یقین، یکی دیگر از مهم‌ترین موارد تنش های آبی و نقش آنها در مذهب، نبرد حسین بن علی (ع) و لشکریان یزید ابن معاویه است. موضوع بستن آب بر روی کاروان امام (ع) عامل مضافی بر برتری نفرات لشکریان بنی امیه و نهایتا شهادت ایشان در سه شنبه 20 مهرماه سال 59 شمسی شد. اگرچه در تمام موارد بالا بخش‌هایی از افسانه و اعتقادات به تاریخ افزوده شده است، اما مستندات کافی در مورد اصل به وقوع پیوستن آنها وجود دارد، به ویژه نوشته های آیت ا... مطهری در مورد قیام عاشورا، قابل تامل است. اما موضوع آب در میان مسلمانان و به ویژه شیعیان بعد از وقوع حادثه کربلا، خارج از یک موضوع مادی شده است. تقریبا هیچ شیر [آب ]برداشت عمومی در کوچه و خیابان ها، بدون نام حسین (ع) و یا اصحاب او، نمی توان یافت. بسیاری، جرعه ای را نیز بی ذکر او فرو نمی برند. باز همین عامل باعث شد تا طی 8 سال جنگ تحمیلی بین ایران و عراق، باوجود اینکه سرشاخه های برخی رودهای عراق در ایران قرار گرفته بود و سپاه صدام از هیچ عاملی مانند بمب شیمیایی برای جلوگیری از شکست فروگذاری نکردند، اما ایران هیچگاه نه آب را بر دشمن بست و نه آن را آلوده کرد. و طرح این پرسش نیز بیجا نیست که آیا حالا نیز این ماده حیات بخش به همان اندازه و عملا اهمیت دارد؟ نشان این اهمیت چیست و کجاست؟

Sunday, November 18, 2012

«روانآب» شهرداران را غافلگیرمی کند

پاییز و بهار، فصول غافلگیری شهردارهاست. ساخت و سازهای شهری و تغییر پوشش خاک، باعث می شود که بارندگی ها معمولا مستقیم و بدون تاخیر به رواناب تبدیل شوند. این پدیده، نه منحصر به ایران و تهران است و نه شرایط ارتفاعی و بارندگی در تهران متفاوت است. اما چرا شهر تهران هر سال حداقل یک بار دچار آبگرفتگی می شود؟ تقریبا در هیچ شهری از ایران، حتی پایتخت ، شبکه جمع آوری آب های سطحی به عنوان یک بخش مهم تلقی نشده و متاسفانه نمی شود. اگرچه در سال های گذشته تلاش زیادی در این زمینه شده است و تونل ها و لوله های فراوانی طرح و اجرا شده است، اما هنوز نمی توان درصد قابل توجهی را برای انجام یکی از سه شبکه مهم شهری مرتبط به آب، لحاظ کرد. دلیل این ادعا نیز، نه رقم و عددهای هزینه و تعداد طرح هاست و نه آمار و اطلاعات شهرداری ها. دلیل آن، بازخوردی است که از روزهای بارندگی می توان گرفت و ضررهایی که از هدر رفتن وقت هر نفر در ترافیک ایجاد می شود. اما چرا این اتفاق می افتد؟ باید بازگشت به شرایط شهری شدن. تهران مانند تمام شهرهای دیگر دنیا، پوشش گیاهی و خاک خود را به منظور ایجاد یک شهر تغییر داده است؛ از خاک و گیاه طبیعی، به پشت بام و راه آسفالت. بنابراین میزان قابل توجهی از نفوذ بارندگی در خاک کاسته شده است. این موضوع دو تاثیر نامطلوب دارد. اول اینکه تغذیه سفره های زیرزمینی از آب بارش یافته عملا صفر خواهد شد و دیگری اینکه آب بارش یافته مستقیما و بدون تاخیر تبدیل به رواناب می شود. به این مجموعه، شرایط خاص شهرسازی را نیز اضافه کنید. تمام خیابان های تهران و جدیدا بزرگراه ها، عملا بر روی مسیر زهکش های طبیعی تهران ساخته شده اند. با نگاهی به شمال و به ویژه شمال غربی تهران، می توان دید که حتی شهرک های جدید، عملا بر روی زهکش کوه ساخته شده است و قطعا، پس از هر بارش، مشکلات عدیده ایی پیش خواهد آمد. ظاهرا باید پذیرفت که نمی توان زمان و شرایط را به عقب بازگرداند، اما می توان شرایط را به گونه ای عوض کرد که میزان مشکلات به حداقل ممکن برسد. ساختمان های سبز، یکی از موثرترین این روش هاست. چرا در شهر کم آبی مانند تهران، بازیابی و استفاده از آب باران، حداقل برای آبیاری فضای سبز، نادیده گرفته می شود؟ به این شکل، هم میزان آب کمتری از هر خانه به شبکه خیابان ها تحمیل می شود و هم اینکه در مصرف آب صرفه جویی خواهد شد. تغییر ساختار موزائیک های حیاط منازل به صورت منفذدار و حتی متخلخل ساختن آسفالت خیابان ها، باعث کاهش میزان رواناب و تغذیه سفره های آب زیرزمینی می شود. و البته افزایش فضای سبز به هر صورت و هر شکلی نیز اولویت اول است. به عبارت دیگر، شهرداری می تواند به جای تحمل هزینه های گزاف تاسیسات شهری، راه بندان ها و اتلاف وقت، این رواناب ها را مدیریت کند. در این مورد اطلاعات بیشتری وجود دارد که امیدوارم بتوانم آنها را انتقال بدهم.

Monday, November 12, 2012

جمعیت و چرخه آب، غذا و انرژی

یکی از بهترین مثال‌ها برای توسعه نامتوازن د‌ر کشورها، اتحاد‌ جماهیرشوروی است؛ کشوری جهان سومی‌با اسلحه‌های یک کشور تراز اول. نمی‌توان توقع د‌اشت که وضعیت اقتصاد‌ی، منابع طبیعی و انرژی یک کشور روبه راه نباشد‌ و آن کشور توسعه یابد‌. فراموش نکنیم که بخش مهمی‌از این توسعه، توسعه انسانی است چه به لحاظ کمیت و چه کیفیت آن. همان چیزی که به نظر می‌رسد‌ طی روزهای اخیر با موضوع افزایش جمعیت و مشوق‌های ارائه شد‌ه از طرف د‌ولت، مورد‌ بحث است. اما به نظر می‌رسد‌ توسعه تک محوری جمعیت، مشکلات فراوانی را د‌ر پی خواهد‌ د‌اشت که لازم است مورد‌ بررسی و توجه مسئولان قرار گیرد‌. با توجه به توصیه‌ها و تحقیقات بین‌المللی، من مایلم که این مشکلات را د‌ر چرخه آب، انرژی و غذا د‌ر کنار هم ببینم تا شرایط آیند‌ه را بهتر متوجه شویم.
آب: بد‌ون احتساب اثرات بلند‌ مد‌ت تغییر اقلیم که طبق تحقیقات انجام گرفته منجر به کاهش حجم بارش و نهایتا رواناب‌ها د‌ر ایران می‌شود‌، مقد‌ار آب قابل د‌سترس د‌ر ایران ثابت است. اما مشکل د‌ر اینجاست که افزایش جمعیت د‌ر ایران، باعث خواهد‌ شد‌ تا میزان آب د‌ر د‌سترس برای هر نفر که به آن سرانه آب گفته می‌شود‌، با گذشت زمان کاهش یابد‌. برهمین اساس، طی سال‌های 1335 تا 1390 سرانه آب د‌ر ایران از 7200 مترمکعب د‌ر سال به 1830 مترمکعب د‌رسال رسید‌ه است. اگرچه د‌ر حال حاضر کل کشور د‌ارای میزان سرانه بالای 1700 مترمکعب د‌ر سال و به عبارتی شرایط نرمال را د‌ارد‌، اما این شرایط حتی با روند‌ کنونی افزایش جمعیت فقط تا سال1400 د‌وام خواهد‌ د‌اشت و د‌ر سال 1410، ایران به جرگه کشورهای با تنش آبی وارد‌ خواهد‌ شد‌. البته این با فرض عد‌م آلود‌گی آب و شرایط طبیعی برد‌اشت آب از منابع زیرزمینی خواهد‌ بود‌ که البته با روند‌ی که د‌ر کشور سراغ د‌اریم، چنین چیزی بعید‌ است و بنابراین رسید‌ن به شرایط تنش آبی د‌ر بحرانی ترین منطقه جهان به لحاظ منابع آبی، با سرعتی بیشتر از توقع ما، بد‌یهی می‌نماید‌.
غذا: مقایسه عملکرد‌ و پیش بینی برنامه چهارم بخش کشاورزی را د‌ر یک کلام می‌توان ناامید‌انه نامید‌. تامین غذا از منابع د‌اخلی د‌ر سال 1383 از 75د‌رصد‌ به میزان 55د‌رصد‌ د‌ر سال 1388 رسید‌. د‌ر این بین بیشترین میزان افزایش تولید‌ محصولات کشاورزی مربوط به طیور ود‌ام با کمتر از 7د‌رصد‌ افزایش است که این افزایش نیز به د‌لیل وارد‌ات مواد‌ علوفه ای، جو، ذرت و کنجاله بود‌ه است و به عبارت د‌یگر، همین افزایش نیز عملا به د‌لیل وارد‌ات است. کل تولید‌ات زراعی د‌ر سال 88-89 حد‌ود‌ 76 میلیون تن بود‌ه است. به عبارت د‌یگر سرانه تولید‌ات کشاورزی 1000 کیلوگرم د‌ر سال و یا 2.7 کیلوگرم د‌ر روز خواهد‌ شد‌. بد‌یهی است که با افزایش جمعیت، این میزان سرانه از د‌و سو کاهش شد‌ید‌ خواهد‌ د‌اشت. از یک طرف تمام تولید‌ات کشاورزی به آب محتاجند‌ که با د‌لایلی که د‌ر بالا گفته شد‌، قطعا حجم آب کمتری به بخش کشاورزی خواهد‌ رسید‌. از طرف د‌یگر حتی با فرض حصول به همین میزان تولید‌ات کشاورزی، میزان سرانه این تولید‌ات به حد‌ود‌ 1.5 کیلوگرم د‌ر روز خواهد‌ رسید‌. تمام این ارقام به معنی افزایش وارد‌ات غذا خواهد‌ بود‌.
انرژی: اگرچه روند تحریم‌های حال حاضر در ایران، مصارف سوخت خودروها و صنعت را تحت تاثیر قرار داده و قدرت مقایسه را از بین برده است، اما تولید نیروی برق را به عنوان موتور محرک زندگی امروزی می توان در این بخش مورد بررسی قرار داد. بین سال‌های 1379 تا 1389میزان برق فروش رفته به هر مشترک به صورت متوسط از 5800 وات ساعت به حدود 7200 وات ساعت افزایش یافته است و به عبارت دیگر، علیرغم تمامی وسایل جدید کم مصرف و تبلیغات انجام گرفته هر مشترک ایرانی حدود 1400 وات ساعت انرژی بیشتری مصرف کرده است. اگرچه موضوع قطع یارانه‌های برق در سال 1388 رشد این مصرف را منفی کرده است، اما مجددا در سال 1389 روند افزایشی طی کرده است. نکته ی جالب توجه دیگر این است که علیرغم افزایش متوسط 8.5درصدی در قدرت نامی نیروگاه‌های کشور، میزان گازوئیل، گاز و نفت کوره ی مصرفی برای تولید برق به ترتیب حدود 17، 7 و 3 درصد افزایش یافته است. این موضوع موید آن است که برای پاسخگویی به افزایش سرانه مصرف انرژی و همچنین افزایش تعداد مشترکان به دلیل افزایش جمعیت، مجبوریم تا میزان بیشتری مواد سوختی مصرف کنیم و این خود به منزله ی کاهش درآمدهای کشور خواهد بود.
با آنچه که در بالا گفته شد، به نظر می رسد در سه محور اساسی آب، غذا و انرژی، کشور هنوز با مشکلات فراوان و زیربنایی فراوانی دست و پنجه نرم می کند، بنابراین می توان بدیهی دانست که افزایش جمعیت، بدون درنظر گرفتن تامین این چرخه ی حیاتی، نه تنها باعث کارآمدی و حل مشکلات اجتماعی آینده نخواهد شد بلکه باعث خواهد شد تا کیفیت زندگی نیز تحت تاثیر قرار گیرد. آب، غذا و انرژی هر سه سطحی ترین نیازانسانی هستند و نقش مهمی در ساختن یک اجتماع پویا و زنده دارد و کمبود آنها می تواند امنیت را که دیگر نیاز اساسی انسانی است را تحت الشعاع قرار دهد. برای افزایش جمعیت، همفکری تمام بخش‌ها لازم است.

منتشر شده در روزنامه ی قانون، یکشنبه 21 آبان ماه، شماره 13، صفحه 10

مردمی که در معادلات نیستند

عکسی که در سال 81 از دریاچه ی ارومیه انداختم و فکر کنم دیگر شبیه آن را نبینیم
بیش از دو دهه است که نگرش برمدیریت منابع آب تغییر کرده است. دیدگاهی که دید از بالا به پایین و دستوری در منابع آب را تبدیل به دیدگاهی جمعی و برآمده از اجتماع کرده است. در این تغییر و تحول، تصمیمات فردی ولو کارشناسی، فقط یک نظر کارشناسی محسوب می شود و نه بیشتر از آن. اما حقیقتا ما در این امر ظاهرا هنوز یک کشور جهان سومی محسوب می شویم. جهان سومی هستیم نه به دلیل عدم وجود دانش که به گواه عناوین و افتخاراتی که در رادیو و تلویزیون توزیع می شود فلک را سقف شکسته ایم. جهان سومی هستیم نه به دلیل عدم وجود فناوری که مفتخر به ساخت «ترین»ها هستیم  و اگر «بی سواد»هایی که در قالب متخصص این طرف و آن طرف می نویسند و هشدار می دهند نبودند، در طرفه العینی کاسپین و عمان را با دو خط نوشته و یک خطکش بر روی نقشه به هم متصل می کردیم و کویر را به جنگل تبدیل می کردیم و برعکس! اصلا گویا بخشی از دانش دانشمندان ما به ارائه ی طرح های تخیلی می گذرد؛ بریدن کوه های شمال تهران، آب پاشی هوا، توربوفن برای تولید باد، تخریب تمام سدها برای احیای یک دریاچه و بالاخره هم خشکاندن همان دریاچه برای خلاص شدن از شر مشکلاتش.
در این بین آنچه که دائم فراموش می شود، کاربران آب هستند و مصرف کنندگان آن. به شکل مشخص در مورد دریاچه ارومیه، چندبار مسئولان و کارشناسانی که نظرات عجیب و غریب آنها هر روز در یک روزنامه مطرح می شود، به خود این زحمت را داده اند که پرسشنامه ایی به دست، از اهالی یک روستا و شهر در مورد تخریب سد و یا اهمیت دریاچه از آنها سئوال کنند؟ چند بار مسئولانی که ظاهرا تا تریبون و میکروفونی می بینند، در مورد دریاچه سخنرانی می کنند و درصد مقصران خشک شدن را مشخص می کنند، به سیستم های غیردولتی بی طرف، مجوز جمع آوری نظرات مردم در مورد منابع آب را داده اند؟ چند بار مسئولان و متخصصان، به منطقه رفته اند تا مردم را نسبت به موضوعات عمومی منابع آب در حوضه ی آبریز آگاه کنند با این هدف که آنها خود بتوانند تشخیص بدهند که چه باید کنند؟ کدام سازمان غیر دولتی که هر روز در شبکه های اجتماعی مویه برای دریاچه سر می دهند، بروشوری، تکه کاغذی و یا نوشته ایی در جهت آگاهی (ونه حساسیت زایی بی مورد) در مورد منابع آب حوضه ی آبریز دریاچه ارومیه منتشر کرده است و در اختیار مردم قرار داده؟ و اگر سازمانی چنین کند، آیا سازمان های نظارتی دولتی، مجوزی برای این کار خواهند داد و آن را مغایر با امنیت ملی نمی خوانند؟ وقتی که سازمان های متولی آمار و اطلاعات، یک به یک داده های خود را از روی شبکه های خود بنا به دلایل واهی حذف می کنند، آیا می توان انتظار داشت که مردم یک منطقه و مسئولان آنها در کنار هم مشکلاتشان را بفهمند و حل کنند؟
در انتها نیز تصور می کنم که برای اینکه بتوان مطلبی نوشت و گفت که هم مبتنی بر علم باشد و هم قابل فهم برای تمامی خوانندگان و یا شنوندگان، به جز علم به صداقت هم نیاز است. وقتی صداقت نباشد، از میزان دانسته های خود، برداشت ناصحیح خواهیم داشت و از جامعه ی علمی هم به دور باد که نظر خود را با «باد» هم جهت کنند. مراقب عناوین خود باید باشیم، با صداقت.